قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
648
درة التاج ( فارسى )
و گاه باشد كى تأثير كنند بقوّتى كى تابع مزاج باشد ، جون تأثير سمّ در بدن ، جه اندكى ازو تأثيرى مىكند « كه » كثير تامّ الكيفيّه نتواند كرد جنانك اندكى از افيون تأثير كند از تبريد آنج تأثير نتواند كرد بسيار ( ى ) از زمين ، و آب . و از آنها كى تابع امتزاج باشد از كيفيّات ألوان است ، و طعوم ، و روايح ، و اشكال ، و اگر اينها نفس مزاج بوذى ملموس بوذى ، - جه مزاج توسط كيفيات ملموسه است ، پس ملموس باشد ، و هيچ يك ازينها ملموس نيستند . و ممتزج اگر مقادير قوى متضادّه درو متساوى باشد او معتدل حقيقى باشد ، و الّا خارج باشد از اعتدال . و معتدل بحقيقت اگر نيابند آنج مانع باشد او را از تفرق بسايط او حاصل نشوذ ، - جه بسائط مجتمعه اگر مقادير قوى ايشان در آن متساوى باشد : اگر ميل بيكى از احياز آن بسائط كند تخصيص بىمخصّص باشد ، و اگر ميل نكند - ميلى كى هر يك را باشد بحيّز طبيعى او از آنها باشد كى عائق قسرى او را منع نكند ، پس هر يك با حيّز طبيعى خويش روذ ، و الّا مطلوب بطبع متروك باشد - بىقاسرى ، و اين محال است ، پس اگر معتدل حقيقى را بيابند بايد كى آنجا حيّزى باشد كى مانع او باشد از تفريق « 1 » و الّا او را نيابند زمانى البتّه - ، و اين وقتى باشد كى او را مكانى غير مكان أحد بسائط او باشد ، و امّا اگر « او را » مكانى خارج از امكنه بسايط نباشد وجود او ممكن نباشد اصلا ، جه اگر موجود باشد او را ميلى طبيعى باشد بمكانى از امكنه ، جه هيج جرم عديم الميل « 2 » نيست و درو تصوّر ميلى نمىتوان كرد به مكان احد بسائط او ، جه اين ترجيح بىمرجّح باشد ، و حدّى مشترك نيست ميان جميع بسائط تا مكان او باشد و بطبع ميل كند به آن ، و جون لابدّست او را از ميلى بر تقدير وجود ( ا ) و - و هيج ميل درو نيست
--> ( 1 ) - تفرّق - ط . ( 2 ) - عديم المثل - اصل .